توضیحات
پرنده ها دیگر نمی ترسند
نویسنده: رقیه کبیری
برگردان از ترکی آذربایجانی به فارسی : حمزه فراهتی
چاپ دوم ۱۳۹۹
ناشر : نشر نشانه
۲۱۲ صفحه
شابک: ۹۹-۶۲-۷۶۹۳-۶۰۰-۹۷۸
نیلفر غیرمنتظره دست های نرگیز را در دست گرفت. دست های نیلفر گرم است. اولین بار است که کسی بی هیچ دلیلی روایت زندگی اش را برای او بازگو می کند و با صمیمیت دست هایش را می فشارد. گویی سال های سال است که این دست ها به دنبال همدیگر می گشتند. از نگاه نرگیز، نیلفر به چراغی درون دایره ی بزرگی می ماند که نورش را در اطراف پخش می کند و نرگیز قادر نیست خود را از تاثیر آن رها سازد. حالا که حرف های نیلفر را شنیده، می تواند بی هیچ هراسی برگردد و به آنچه پشت سر گذاشته نگاهی بیندازد و خوب را از بد، تلخ را از شیرین سوا کند. حتی می تواند رفتارهای غلط سلیمان را ببخشد. نیلفر با روایت زندگی اش چند و چون انسان بودن و آغاز و ادامه ی مسیر را برای نرگیز روایت کرده است.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.