تبریز در نهضت تنباکو

۱/۲۰۰/۰۰۰ ریال

توضیحات

تبریز در نهضت تنباکو
صمد سرداری نیا
ناشر: نشر اختر
چاپ دوم (اول برای ناشر) ۱۳۹۵
۱۸۴ صفحه
شابک: ۷-۸۱۰-۵۱۷-۹۶۴-۹۷۸

واقعه رژی یکی از رویدادهای مهّم و نقطه تحوّلی در تاریخ کشور ماست، زیرا نخستین خیزش ملّت ایران، علیه استعمار غرب می‌باشد. این حرکت تاریخ‌ساز که به نهضت تنباکو معروف گردیده، دارای ابعاد مختلف است. از جمله اتّحاد و یکپارچگی ملّت ایران، علیه استبداد و استعمار که منجر به شکل‌گیری افکار عمومی می‌گردد، به طوری که بعد از آن، آحاد ملّت، در امور مربوط به خود دخالت و اظهار وجود کرده و با شناخت حقوق خویش، می‌خواهند خود سرنوشت خویش را به دست گیرند و در نتیجه، مسئله حاکمیت قانون و آزادی‌های سیاسی ـ اجتماعی مطرح می‌گردد و بالاخره منجر به وقوع انقلاب مشروطیت و جابگزینی نظام پارلمانی، به جای حکومت فردی و استبدادی می‌شود.

در این جنبش، ملّت ایران، قدرت لایزال خویش و پوشالی بودن رژیم واپسگرای قاجار و شگردهای کثیف استعمار را شناخته و مورد ارزیابی قرار می‌دهد. و پس از آن با آگاهی و توانمندی با رویدادها برخورد می‌کند و در این راستا، پیشگامان جامعه، مبارزه خود را با استبداد و استعمار، در زمینه‌های مختلف، سرعت می‌بخشد.

از جمله نتایج این نهضت مردمی، شکل‌گیری رهبری قدرتمند آیت‌الله میرزای شیرازی و عملکرد قاطع و تعیین‌کننده وی در پیروزی ملّت ایران بود. در این جنبش تاریخی، دورکن مردم و رهبری در مقابل استعمار و استبداد ایستاده و با فداکاری و هوشمندی، دشمنان ایران را عقب می‌نشانند و آنها را در رسیدن به اهداف نامشروعشان، ناکام می‌گذارند. لکن نقش مردم قهرمان تبریز، در تمام مراحل جنبش، تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است.

برای نخستین بار، تبریزی‌های هجرت‌کرده از وطن که در استانبول روزنامه اختر را منتشر می‌کردند، امتیازنامه توتون و تنباکو را که ناصرالدین‌شاه به ثمن بخس به کارگزاران استعمار بریتانیا واگذار کرده، افشاء و مضرّات آن را به ملّت ایران روشن می‌سازند. پس از علنی شدن امتیازنامه، تبریز نخستین شهری است که بر علیه آن، دست به یک خیزش قهرآمیز می‌زند و مثل همیشه با یک حرکت حماسه‌آفرین و دشمن‌برانداز ابتکار عمل را به دست گرفته و استبداد و استعمار را چنان غافلگیر می‌سازد که راهی جز پذیرفتن خواست‌های مشروع ملّت و لغو امتیازنامه، باقی نمی‌ماند.

پس از آغاز جنبش مردم تبریز، اهالی دیگر شهرهای بزرگ ایران، با تأسی به مردم به پا خاسته این شهر، در عین حال که نهضت را ادامه می‌دهند، چشم امیدشان به تبریز است. چنان که پاتون سرکنسول انگلیس در تبریز، در ۱۵ اوت ۱۸۹۱ به کندی، وزیر مختار آن کشور در تهران می‌نویسد: «چیز دیگری که آتش را بیشتر دامن می‌زند، نامه‌هایی است که از تهران و جنوب ایران، از طرف مجتهدان بزرگ، به اینجا رسیده و در آنها گفته شده است که برای محو رژی، همه امیدها به مردم آذربایجان، دوخته شده است.»

با اوج‌گیری نهضت در تبریز، عوامل استبداد و کارگزاران استعمار، در وحشت و اضطراب فرو می‌روند. مظفرالدین میرزا ولیعهد و امیرنظام گروسی پیشکار مقتدر وی، روزگارشان سیاه گشته و خواب راحت ندارند. ناصرالدین شاه قاجار که تا آن روز متجاوز از چهل سال، در اوج خودکامگی سلطنت کرده بود و مردم ایران را رعایای خود می‌دانست، نه تنها برای آحاد ملّت، کوچک‌ترین امکان حقّ شرکت در سرنوشت خود قائل نبود بلکه آنها را جزو آدمیان نمی‌دانست، در برابر سیل حرکت قهرآمیز و ظلم‌ستیز مردم انقلابی تبریز، چنان خود را زبون و حقیر می‌بیند که وحشت و اضطراب، لحظه‌ای او را راحت نمی‌گذارد و به قول دکتر فووریه، پزشک مخصوص دربار: «حال روحی را دارد که به عذابی گرفتار آمده باشد.» و عجز و ناتوانی آن سلطان خودکامه، در مقابل عظمت جنبش مردم تبریز به حدّی می‌رسد که به امپراطور روس متوسّل شده و از وی می‌خواهد که او را از این وضع ناگوار نجات دهد. چرا که او خود و رژیمش را در سراشیبی سقوط و نابودی می‌بیند و از زبان مسترکندی وزیرمختار بریتانیای کبیر می‌شنود که خطاب به خاقان بن خاقان می‌گوید: اینک دیگر مسئله توتون و تنباکو مطرح نیست، تاج و تخت تو به خطر افتاده، چون تبریز به پا خاسته است.

شاخص‌ترین ویژگی قیام مردم تبریز، مردمی بودن آن است، به طوری که توده‌های زحمتکش بودند که در این جنبش تاریخی، پا پیش گذاشته و سینه سپر کردند و از بین آنان، بیست هزار مرد مسلح آماده جانفشانی گردیدند. علاوه بر مردان لایه‌های پائین اجتماع، شرکت گسترده زنان تبریز به رهبری زینب پاشا، به این جنبش، عمق و اصالت مضاعفی بخشید. سرکنسول انگلیس در تبریز، در گزارشی می‌نویسد: «طومار اعترا ضی که به شاه فرستاده شد، به امضای چهار هزار نفر رسیده بود که اکثرشان افراد پائین‌ترین طبقات بودند. از جمله حمّالان، قهوه‌چیان و خرده‌کاسبان.» و این اعتراض‌نامه چهار هزار نفری که از تبریز به دربار رسید، در دستگاه دولت هراس انداخت و فکر الغای انحصارنامه دخانیات، نخستین بار مطرح گشت.

قیام‌کنندگان تبریزی، اکثراً پائین‌ترین طبقات بودند و این افراد زحمتکش، از آگاهی سیاسی در خود توجّهی برخوردار بودند، چنان که عملکرد و اظهارنظرشان نشان می‌دهد، به سیاست بین‌المللی و رویدادهای جهانی، معرفت کامل داشتند و چون ماهیت خطرناک و ترفندهای شیطانی استعمار را خوب می‌شناختند از آغاز تا پایان مبارزه، با آگاهی و دوراندیشی توانستند توطئه مشترک استعمار و استبداد را نقش بر آب سازند. برای این که طرز تفکر آن روزی مردم کوچه و بازار تبریز را بشناسیم، به گزارش‌های سرکنسول بریتانیا در تبریز توجه کنیم. او در گزارشی می‌نویسد:

«مردم تبریز می‌گویند اگر رژی سر بگیرد… نتیجه این خواهد بود که انگلستان، همان‌گونه که در مصر، فعّال مایشاء است، در اینجا هم خواهد بود.»

در گزارش دیگری از این دست، از قول مردم تبریز آمده است:

«این حضرات صاحب ‌امتیازنامه، خیالشان این است رگ و ریشه در ایران کرده، رعیت را مقروض خودشان نموده، مثل هندوستان، یک مرتبه گرفته باشند.»

تبریزی‌ها نه تنها در خود تبریز، بلکه در بیرون از زادگاهشان نیز، با روحیه مقاوم و انقلابی، در پیشبرد نهضت، نقش ارزنده‌ای ایفاء کردند. علاوه بر دست‌اندرکاران روزنامه اختر در استانبول حاج محسن‌خان معین‌الملک تبریزی، سفیر ایران در عثمانی در افشای امتیازنامه و آگاهی دادن به مردم تلاش فراوان نمود و سمتش را از دست داد. حاج محمّد کاظم‌ ملک التّجار
تبریزی که شخص اوّل بازار تهران بود، در مبارزه با امتیازنامه و همکاری با مرحوم میرزای شیرازی، مجاهدت‌ها کرد و به قزوین تبعید شد. و بالاخره عدم اجرای دستورات شاه از سوی سربازان ترک تبریزی، مبنی بر تیراندازی به سوی مردم معترض که در اطراف کاخ گلستان تهران گرد هم آمده بودند، سبب دل باختن هرچه بیشتر مستبّدان می‌گردد و نهضت به پیروزی نهائی می‌رسد.

گفتنی است که سربازان ترک وطن‌دوست و باغیرت، هنگامی از فرمان دیکتاتور، سرپیچی کردند و جنبش را این گونه نیرو بخشیدند که فتوای تاریخی آیت‌الله میرزای شیرازی در تحریم استعمال دخانیات صادر شده بود، ولی ناصرالدین‌شاه تصمیم گرفته بود که در برابر مردم و حکم تاریخی مرجع تقلید شیعیان بایستد و با توسّل به قوه قهریه، مانع از لغو امتیازنامه گردد.

قیام مردم تبریز، از حدود مسئله توتون و تنباکو فراتر رفته و به یک نهضت تمام عیار ضد استعماری تبدیل می‌گردد. به طوری که این حرکت سرنوشت‌ساز، بعد از لغو امتیازنامه نیز فروکش نکرده و بالاخره منجر به انقلاب مشروطیت و استقرار نظام پارلمانی به جای خودکامگی در ایران می‌گردد. اینک بابولوت قاراچورلو «سهند» شاعر زنده‌یاد آذربایجان، هم‌صدا شده و بخشی از شعر «سلام بر تبریز» او را زمزمه می‌کنیم:

سلام ای اختر شرق شب‌آلوده،

که روشن پرتوت اندر دل تاریخ ظلمانی

همیشه همچو خورشیدی فروزان

پرتوافشانی نموده تا جهان بوده

سلام ای شهر عصیان‌ها

سلام ای سرزمین قهرمان‌خیز

سلام ای شهر پرجوش و خروش

ای دل نژند چهره خشم‌آلود

ای تبریز

که هرگز دیده بد خواه لبخندت ندیده

سلام ای مادر خون گرم اخم‌آلود

که اندر ماتم و سوگ عزیزانت

خنده بر لب‌های خندان تو خشکیده

سلام ای دلبر گل روی، بر نامحرمان بدخو

که هرگز هیچ دشمن خمر گرمای تنت را ناچشیده

ناز آن چشمان خونبار و نگاه پرشرارت

ناز خشم و کینه‌هایت، جان فدای اخم‌هایت

نیک می‌دانم نخواهم دید هرگز

دیدکان هیز دژخیمان سفّاکی

که روی پیکر گل منظر نوباوگانت

اسب می‌تازند، نقش خنده‌هایت را

مگر آن روز

مگر آن روز موعودی که آن پتیاره‌تر دامن

سیه دل مادر بی‌سیرت ضحّاک را بر روی نعش

زاده نفرین سزایش

اشک‌ریز و موکنان بینی

سلام ای خاک بابک

موطن زرتشت

ای مهد ختائی

که محراب در و دیوار ویران گشته

گؤی مسجدت

با قطره‌های خون مردانت سرشته

و از آزادگی و رادمردی‌های

ستارخان و باقرخان گو…

یا از خیابانی… چه گویم

آسمان صد داستان

با کلک پروینش نوشته

تو شهر قهرمان صبحی و

آذرپادگانی

دیار بت‌شکن‌هایی

چو ابراهیمی و هم جاودانی

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تبریز در نهضت تنباکو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *